نوشته های جدید

عملیات احیا

خاطره ای رو که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به دوران دانشجوییم،ترم آخر،عرصه پایگاه های فوریت های پزشکی،امیدوارم مفید باشه.

ساعت ۴ بعدازظهریک روز،ماموریتی بااین عنوان که بیمار مشکل قلبی دارد و الان بیحال وبیهوش است به ما ابلاغ شد.من و همکلاسیم بودیم به همراه یک تکنسین ارشدتر که سریعا به طرف محل حادثه حرکت کردیم.

فوریت های پزشکی
احیای قلبی ریوی

در راه تکنسین ارشدتر باتوجه به تجربه ای که داشت گفت احتمالا بیمار ارست قلبی تنفسی کرده است،پس خودتون رو برای عملیات احیا آماده کنید.وقتی به خانه بیمار رسیدیم،تکنسین ارشدتر باعجله وارد خانه شد سپس همکلاسیم و در نهایت من هم با جامبگ پشت سر آن ها رفتم،وقتی داخل شدم دیدم تکنسین ارشدتر درحال فشردن قفسه سینه بیماری است که تقریبا ۷۰ سال سن دارد و وزنی حدود ۱۱۰ کیلو،سریعا جایش را با هم کلاسیم عوض میکند و خودش مشغول قرار دادن لوله تراشه در راه هوایی بیمار میشود،در همین حین من هم از دست راست بیمار رگ گیری کرده وسریعا آمپول اپی نفرین ۱:۱۰۰۰ را به وسیله آب مقطر به ۱:۱۰۰۰۰ تبدیل کرده و از طریق IV به بیمار تزریق میکنم.
بستگان بیمار مات و مبهوت بوده و هر کدام در گوشه ای از اتاق چمپاتمه زده بودند، آن ها می گفتند قبلا مشکل قلبی داشته ویکبار هم عمل جراحی قلب باز شده است و الان حدود ۱۰ دقیقه است که دراین حالت بر زمین افتاده است.
پس از ۱۰ دقیقه احیا در محل حادثه بیمار را به داخل آمبولانس منتقل می کنیم،به محض ورود به داخل آمبولانس تکنسین ارشدتر یک شوک دیفیبریلاتور کور(Blind Defibrilation)به بیمار وارد میکند.فاصله محل حادثه تا بیمارستان فوق تخصصی قلب سید الشهداء کمتر از ۱۰ دقیقه می باشد،باتوجه به فاصله کم محل حادثه تا بیمارستان،بستن لیدها جهت پایش ریتم قلبی امری عبث ووقت گیر به نظر می رسد،بنابراین از این کار صرف نظر کرده و به پایش از طریق کفه های پدال های شوک اکتفا کردیم،سپس دوز بعدی اپی نفرین را به بیمار تزریق نموده و سرم نرمال سالین را نیز برای وی برقرارکردیم،در طول راه عملیات احیا متوقف نشد،پس از ۵ دقیقه به بیمارستان رسیدیم،بیمار به اتاق cpr منتقل شد،ماحدود ۱۰ دقیقه به همراه تیم احیاء بیمارستان بیمار رااحیا کردیم.در نهایت بیمار نبض دار شد و ریتم ایدیوونتریکولار(Idioventericular)پیدا کرد.حس خشنودی و رضایت در وجود هریک از ما شکل گرفت،رضایت مندی از این لحاظ که هر چه در توان داشتیم باتوجه به آموزه هایمان به کاربستیم و خداند را شاکریم که در رحمت او بر همگان باز است.

درباره محمد شکره

محمد شکره-کارشناس فوریت های پزشکی

یک نظر

  1. سلام. از این که بیشتر کادر درمان بخصوص تکنسین های فوریت حس مسولیت میکنند واقعا جای شکر داره که با دلسوزی کار میکنن …به قول ما تکنسین ها مریض هرجور باشه چه خونی چه تمیز چه آزیته و چه اروم و….چه هوشیار و چه…. تا جای که بتونیم نون حلال میبریم خونه….

    حس خیلی خوبیه وقتی مریضی رو که MI داشته رو با هزار زحمت و عرق ریختن میرسونی به یه ریتم ضعیف ولی موثر…مخصوصا اگه این که آمبولانستون کولرش ۱۰-۷ باشه …ولی گاهی متاسفانه با وجود ادعای زیاد همکاران خودمون تو بیمارستان کم کاری زیاد دیده میشه تو اتاق احیا…
    واونجاس که میگی خدا بدادش برسه ….

    چرا تو اتاق احیا ی بخش ها دوربین نداره؟؟؟؟؟؟؟؟؟