نوشته های جدید
صفحه اصلی / خاطرات و تجارب / خاطره:بچه های فوریت همه شون مرد هستن

خاطره:بچه های فوریت همه شون مرد هستن

یادمه زمانی که ترم آخر بودیم و عرصه میرفتیم, من و دوستم افتادیم یه پایگاه داخل شهر که به روستاهای حاشیه هم نزدیک بود.
از قضا همون روز مارو پیج کردن و گفتن یه مورد هایپوگلیسمی در فلان روستا هست. حالا نگو که همکار ما این مورد رو میشناخت و از کیس های روتین شون شده بود چون زیاد ازون خونه تماس داشتن…

وقتی به محل رسیدیم خانم خونه مارو به اتاق شوهرش که حدود ۵۰ سال سن داشت راهنمایی کرد و خودش اومد بیرون از اتاق!!
بیمار قند خون حدود ۵۰ و هوشیاری نداشت. بعد از معاینات اولیه و برقراری IV گلوکز ۵۰% رو تجویز کردیم, خلاصه این اقا کم کم داشت به هوش میومد و شروع کرد به هزیون گفتن. وسط هزیون ها فامیل منو از رو اتیکت خوند و فک و فامیل بنده رو مورد لطف قرار داد! همکارها اینارو تجربه کرده بودن حتی خانم مریض هم میدونست بخاطر همین اتاق رو ترک کرده بود….
بعد از اینکه کاملا به هوش اومد و مارو با فحشاش شسته بود قبلش, حالا ازمون عذرخوهای کرد و ماهم خندان از خونه اومدیم بیرون!
هرچند که خیلی فحش داد و ناسزا گفت اما هوشیار نبوده و خیلی خوشحالم که اون لحظه فقط با لبخند پاسخش رو دادم. چون بچه های فوریت همه شون مرد هستن….
تا یادم نرفته بگم که همکارا بعدا تا منو میدیدن یاد اون روز میوفتادن…

خاطره ای از همکار محترم آقای احمدی تکنسین فوریت های پزشکی از مشهد…
شما هم خاطرات خود را برای ما ارسال کنید.ارسال خاطره—-کانال تلگرام فوریت

درباره محمد شکره

محمد شکره-کارشناس فوریت های پزشکی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.